دوران خوب وبلاگ نویسی

خرید بک لینک
با ار وارد رابطه شدم و حس میکنم تو ۴ ۵سال رابطه دوستانه و تو این ۲ ماه رابطه مثلا عاشقانه!! بهش وابسته شدم... اون ازدواجی نیست و میخواد تا دو سال دیگه بره...اما من...من دوسش دارم و بهش حس دارم اونم داره اما شاید نه به اندازه من...اون با ۳۳سال سن و کلی تجربه و من با ۲۵سال سن و کمی تجربه...

اون ادمیه که میتونم بهش تکیه کنم...ادمیه که فاز فکریش با من یکیه و چیزایی که دوس دارم رو ازش میشنوم..صداشو دوس دارم..چهره معمولیشو دوس دارم...دقیقا هم مثل دایی ن که عاشقش بودم...درکش از احساساتم کافی و خوبه و ایناش منو جذب کرده و حس میکنم بعد این مدت کوتاه جدی جدی دارم بهش وابسته میشم...نمیدونم چکار کنم. آن بچه خوبیه و دوسم داره اما منو اغنا نمیکنه منو ارضا نمیکنه از نطر روحی روانی و نیازهام...تو رابطم با آن جاهامون عوض شده و من تامین کننده امو اون تامین دهنده...اما تو رابطم با ار اینطور نیس..هر چیزی سر جای خودشه...و من این حالتو دوست دارم و من اونو دوست دارم...اما اون علیرغم میل و احساسش به من...همیشه یه اما کارو خراب میکنه....

باهاش از طریق عمین وبلاگ بازیا آشنا شدم...۴ ۵ سال پیش و تو این مدت برام یه دوست و خوب و قابل اعتماد بود که بی پروا هر چیزیو میتونستم باهاش در میون بذارم...چند دفعه بهم پیشنهاد داد و من رد کردم و این دفعه اخری قبول کردم اما همش موقته و یه روزی احتمالا تموم میشه !!! کاش همون دفعه اول بیخیال آن میشدم و به پیشنهادش فکر میکردم !!! میدونم اون موقع هم با الان فرقی نداره و اون هدفش چیز دیگه اس اما نمیدونم چرا هی فکر میکنم همون دفعه کاش قبول میکردم!!! من دوسش دارم یاد دوران وبلاگ بازیمون بخیر و چقدر حرف زدیم چقدر خاطره های خوب...!!! دعواهامون خنده های کممون حسای خوب...این روزا عجیب حال اون روزارو دارم و دوس دارم اون روزا برگرده و من تو انتخاب و تصمیمات و لایف استایلم تجدید نظر کنم !!!

در اینجا کلیشه جایی ندارد...

ما را در سایت در اینجا کلیشه جایی ندارد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 92 تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 14:00

صفحه بندی